Tuesday, May 5, 2020

درباره تجزیه امریکا

کد خبر 1069596
تاریخ انتشار: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۰

 


یاسر جبرائیلی نمایه

پیرو پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، زخم تجزیه مجدداً سر باز کرد و به ویژه در کالیفرنیا فریاد تجزیه جدی‌تر از هر زمان دیگری بلند شد.
به گزارش مشرق، «یاسر جبرائیلی» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۸، یعنی روز چهاردهم از نخستین ماه سال جاری میلادی، و مشخصاً شش روز پیش از شناسایی اولین بیمار مبتلا به کرونا در امریکا، کتابی به قلم دکتر «فرانک باکلی»۱ استاد حقوق دانشگاه جرج میسون۲ و ستون‌نویس روزنامه نیویورک پست منتشر شد. «تجزیه امریکا: تهدید قریب‌الوقوع یک فروپاشی ملی»۳ هرچند درهیاهوی کرونا گم شد، اما به زودی مشخص شد ایده اصلی این کتاب، بیشترین قرابت را با شرایط امریکای پساکرونا دارد. آقای باکلی در کتاب خود استدلال می‌کند که امریکایی‌ها هیچ‌گاه به اندازه امروز دچار تفرقه نبوده‌اند و اینک کاملاً آماده تجزیه هستند. او می‌گوید دشمنی‌های تلخ حزبی، بن بست قانونگذاری، پذیرش فزاینده خشونت تحت لوای ارزش سیاسی و... نشان می‌دهند که در کشورهایی مجزا، زندگی بهتری نصیب مردم امریکا خواهد شد. باکلی می‌گوید امریکا بسیار بزرگ است و با استناد به آمار و اطلاعات نشان می‌دهد که اگر امریکا به کشورهای کوچک‌تری تقسیم شود، مردم آن شادتر و فساد نیز در آن کمتر خواهد بود. باکلی با اشاره به سابقه جنگ داخلی برای جلوگیری از تجزیه امریکا می‌نویسد که از این تجربه تلخ همواره به عنوان یک سند و شاهد برای تقبیح هر گونه تلاش جدیدی برای تجزیه استفاده می‌شود، در حالی که می‌توان بدون جنگ و خونریزی، و با مراجعه به صندوق آرا تجزیه را رقم زد.
چنانکه باکلی اشاره دارد، بحث تجزیه امریکا بحث جدیدی نیست. سال ۱۸۶۱ پیرو منازعه ایالات شمال و جنوب بر سر «حمایت گرایی و تجارت آزاد» و پیروزی آبراهام لینکلن در انتخابات ریاست جمهوری که طرفدار حمایت از تولید داخلی بود۴، کارولینای جنوبی بلافاصله پس از تحلیف لینکلن اعلام استقلال کرد و طولی نکشید که ۱۰ ایالت دیگر نیز به آن پیوستند و «ایالات هم پیمان امریکا»CSA) ۵) را تشکیل دادند. لینکلن علیه این ایالات اعلان جنگ کرد و پس از چهار سال و به قیمت جان حدود ۸۵۰ هزار امریکایی، این جنگ با پیروزی لشکر لینکلن به پایان رسید، «ایالات هم پیمان امریکا» که در دوره چهار ساله جنگ داخلی «جفرسون دیویس»۶ رئیس‌جمهورش بود، منحل شد و ایالات مستقل شده، مجدداً به ایالات متحده امریکا ضمیمه شدند. با پایان جنگ داخلی و شکست پروژه تجزیه، ایده استقلال ایالات زیر خاکستر رفت، اما هرگز خاموش نشد. سال ۱۳۸۸ راقم این سطور پژوهشی را درباره جنبش‌های تجزیه‌طلب موجود در ایالات مختلف امریکا انجام داد که نتایج آن طی سلسله مقالاتی با سرعنوان «امریکا تجزیه می‌شود» در روزنامه کیهان- و پس از آن در کتاب «ایالات متحده سابق» - منتشر شد. آن ایام امریکا در تب بحران مالی ۲۰۰۸ می‌سوخت و می‌شد از یک رابطه مستقیم میان این بحران و افزایش تحرکات تجزیه‌طلبانه سخن گفت. صدها شرکت و بانک امریکایی ورشکست شده بودند، طی سال ۲۰۰۸ حدود ۶ /۲ میلیون نفر بیکار شده بودند، در سال ۲۰۰۹ تعداد امریکایی‌های محتاج به غذا به ۴۹ میلیون نفر افزایش یافته بود، «تام ویلسک» وزیر کشاورزی امریکا به صراحت از ورود کشورش به دوره «توسعه منفی» به سبب گسترش فقر و نابرابری سخت می‌گفت و ۷۱ درصد امریکایی‌ها معتقد بودند نظام سیاسی‌شان نابود شده و قابل ترمیم نیست. در پایگاه‌های اینترنتی جنبش‌های تجزیه‌طلب، این جمله «توماس جفرسون» از بنیانگذاران امریکا را می‌شد به عنوان ترجیع‌بند مواضع تجزیه‌طلبان مشاهده کرد: «هرگاه هر شکلی از حکومت تبدیل به یک رژیم ویرانگر شود، حق مردم آن کشور است که آن را تغییر داده، یا نابودش کنند و حکومت جدیدی جایگزینش سازند»؛ و جنبش‌های تجزیه‌طلب معتقد بودند حکومت امریکا تبدیل به یک رژیم ویرانگر شده که باید تغییرش داد. با اینهمه، اما در آن دوره گزینه تجزیه چندان جدی گرفته نشد. جنبش «اشغال وال‌استریت» یا «جنبش ۹۹ درصدی‌ها» که ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ فعالیت خود را آغاز کرد، به‌زودی تبدیل به یک جنبش ملی علیه نابرابری در امریکا شد و بحث تجزیه به حاشیه رفت. اما چنانکه انتظارش می‌رفت، اشغال‌کنندگان بانک‌ها و شرکت‌ها به زودی با پرسشی اساسی درباره «گزینه جایگزین» مواجه شدند و، چون نسخه بدیل و معتبری برای وضع موجود نداشتند، به یک سری دستاوردهای حداقلی رضایت دادند، و آرام آرام شعله اعتراضات‌شان فروکش کرد تا بار دیگر نظام سرمایه‌داری بتواند از بحران بگریزد و خود را نجات دهد.
پیرو پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، زخم تجزیه مجدداً سر باز کرد و به ویژه در کالیفرنیا -به عنوان مستعدترین ایالت برای تجزیه- که انتخاب ۵/ ۶۱ درصد رأی دهندگان آن هیلاری کلینتون بود، فریاد تجزیه جدی‌تر از هر زمان دیگری بلند شد. هشتگ Calexit (خروج کالیفرنیا) که ترکیبی از دو واژه California و Exit است، در توئیتر ترند شد۷ و هزاران نفر که خواهان تجزیه کالیفرنیا از امریکا بودند، به خیابان‌ها ریختند.
یک هفته پس از برگزاری مراسم تحلیف ترامپ، جنبش تجزیه‌طلب «آری کالیفرنیا»۹ از دولت محلی مجوز برگزاری رفراندوم برای تجزیه را دریافت کرد. دفتر وزیر امور ایالتی کالیفرنیا اعلام کرد که این جنبش برای اینکه بتواند در نوامبر ۲۰۱۸ رفراندوم تجزیه برگزار کند، تا ۲۵ جولای ۲۰۱۷ فرصت دارد که ۵۸۵۴۰۷ امضا جمع آوری کند. اما آغاز این کمپین جمع‌آوری امضا با مطرح شدن بحث دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ و نیز حمایت روسیه از جنبش استقلال کالیفرنیا همزمان شد. تبلیغات سنگینی درباره منشأ روسی جنبش «آری کالیفرنیا» انجام شد و اعتبار آن را خدشه دار کرد. حضور لوئیس مارینلی۱۰ رئیس جنبش «آری کالیفرنیا» در روسیه، این شائبه را تقویت کرد و نهایتاً جنبش، با هدف بازسازی کمپین، احیای اعتبار و اثبات استقلال خود از مسکو، فعالیت‌هایش را تعلیق کرد و به تبع آن ماجرای رفراندوم نیز منتفی شد. چهارم جولای ۲۰۱۷، «مارکوس روئیز ایوانز»۱۱ ریاست جنبش را عهده‌دار شد و مدتی بعد، کمپین جدیدی را برای برگزاری رفراندوم تجزیه در روز پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ امریکا آغاز کرد. سال ۲۰۱۷، خبرگزاری رویترز به اتفاق دانشگاه استنفورد یک نظرسنجی درباره گرایش مردم کالیفرنیا به تجزیه برگزار کرد که مشخص شد ۳۲ درصد کالیفرنیایی‌ها خواهان تجزیه از امریکا هستند. نسبت به سال ۲۰۱۴ گرایش به تجزیه ۱۲ درصد افزایش یافته بود.۱۲ آوریل سال ۲۰۱۹ با جدی شدن بحث تجزیه، سرویس جهانی بی‌بی‌سی در تحلیلی به قلم «راشل نوور»۱۳ به تبعات تجزیه کالیفرنیا از امریکا پرداخت و نوشت: «از دست دادن کالیفرنیا قطعاً ضربه سختی به اقتصاد امریکا وارد خواهد کرد. کالیفرنیا پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا است (بزرگ‌تر از کل اقتصاد بریتانیا)، و مالیاتی که به خزانه دولت مرکزی می‌فرستد از هر ایالت دیگری بیشتر است. ارزش دلار سقوط خواهد کرد و ممکن است یورو و یوآن چین جای آن در اقتصاد جهانی را بگیرند. ایالات متحده جدید بدون کالیفرنیا جایگاه خود را در دنیا از دست خواهد داد. در دنیایی که کالیفرنیا مستقل شده است، بدبینانه‌ترین سناریو ادامه روند تجزیه ایالات متحده است».۱۴ با این حال بی‌بی‌سی معتقد بود احتمال تجزیه ضعیف است چرا که هیچ مسئله بنیادینی وجود ندارد که اختلافات میان کالیفرنیا و دولت مرکزی را شعله‌ور کند.
شیوع کرونا در ابتدای سال ۲۰۲۰، اما شاید همان مسئله بنیادینی باشد که می‌تواند آتش اختلافات را شعله‌ور کند. این اپیدمی، نه تنها خسارات سنگینی به اقتصاد کل امریکا وارد کرد، بلکه تنش سیاسی کم‌سابقه‌ای را میان دولت فدرال و ایالات رقم زد که چشم‌انداز روشنی برای آن دیده نمی‌شود. از یک سو در سه ماهه نخست ۲۰۲۰ رشد منفی ۸/ ۴ درصدی برای اقتصاد امریکا ثبت شده، ظرف ۶ هفته بیش از ۳۰ میلیون نفر بیکار شده‌اند، رکودی سهمگین‌تر از رکود دهه ۱۹۳۰ دامن‌گیر اقتصاد امریکا شده است؛ و از سوی دیگر امریکا در صدر فهرست جهانی مبتلایان و قربانیان کرونا قرار گرفته و هر ۴۴ ثانیه یک امریکایی جان خود را بر اثر ابتلا به این ویروس از دست می‌دهد. این است که حاکمان امریکا میان دوگانه «مرگ و رکود» گرفتار آمده‌اند. گروهی که شامل فرمانداران ایالات مهم هستند، خواهان تداوم قرنطینه تا کنترل کامل اپیدمی‌اند و در سوی دیگر، ترامپ قرار دارد که خواهان بازگشایی فعالیت‌های اقتصادی است. طرفداران ترامپ در ۱۲ ایالت با سلاح به خیابان‌ها ریخته و علیه تصمیمات ایالتی شوریده‌اند و رئیس‌جمهور رسما از آن‌ها در برابر فرمانداران حمایت می‌کند. ایالات کلونی‌هایی تشکیل داده و برای مدیریت اپیدمی به صورت مستقل از واشنگتن، با یکدیگر پیمان بسته‌اند. در این میان، ترامپ کمک مالی به ایالات گرفتار بحران را منوط به تبعیت از تصمیمات واشنگتن از جمله سیاست‌های مهاجرتی کرده و منازعه‌ای دیگر آغاز کرده است. فرماندار نیویورک می‌گوید این ایالت بسیار کمتر از پولی که به دولت فدرال پرداخت می‌کند، از آن دریافتی دارد و سناتورها و فرمانداران دیگر ایالات نیز توئیت زده و خواهان محاسبه داده و ستانده ایالت‌شان با واشنگتن می‌شوند. فرماندار کالیفرنیا می‌گوید کالیفرنیا یک «دولت-ملت» است و در سطوح و حوزه‌های مختلف، هر از چندگاهی منازعه‌ای جدید در می‌گیرد و پیکر فدرالیسم زخمی جدید برمی‌دارد. روزانه انبوهی از توئیت با مضمون تجزیه توسط شهروندان امریکایی منتشر می‌شود و معترضان، پرچم «ایالات هم‌پیمان امریکا» (CSA) را که نماد تجزیه است، در سطح شهرها و اماکن عمومی می‌چرخانند؛ تا جایی که «دیوید برگر»۱۵ فرمانده سپاه تفنگداران امریکا طی ابلاغیه‌ای حمل این پرچم را توسط نظامیان این مجموعه ممنوع کرده است.۱۶
واکنش فرانک باکلی، نویسنده کتاب «تجزیه امریکا» به این مشاجرات و تنش‌های بی‌سابقه، جالب توجه است: «ایالات امریکا به طرز فزاینده‌ای در حال انفکاک هستند... پس از بحران ۱۱ سپتامبر در میان مردم امریکا همبستگی عجیبی ایجاد شده بود. مردم در گوشه خیابان‌ها و ایستگاه‌های مترو جمع شدند و شمع در دست گرفتند... من انتظار داشتم پس از شیوع کرونا، اتفاق مشابهی رخ دهد، اما اینگونه نشد و من به این باور رسیدم که از هم گسستن امریکا بسیار محتمل‌تر از آن است که من در کتاب «تجزیه امریکا» که ماه ژانویه به چاپ رسید، به آن پرداخته‌ام... وضع ما بهتر از این‌ها بود. اما از زمان انتخاب دونالد ترامپ سمّی وارد روح امریکا شده است. این سمّ ما را از هم جدا کرده و ایده تجزیه را بیش از پیش جذاب کرده است. ما اینک آنچه بودیم نیستیم».۱۷

۲۱ فروردین ۱۳۹۹، خبرگزاری بلومبرگ تحلیلی را با تمرکز بر کالیفرنیا و به بهانه «دولت-ملت» خواندن این ایالت توسط فرماندار آن-گاوین نیوسام- منتشر کرد که موج جدیدی از بحث درباره تجزیه را ایجاد کرد: «نیوسام فرماندار کالیفرنیا، این ایالت را یک «دولت-ملت» خواند. این یک اشتباه لپی نیست. فدرالیسم همواره مشکلات خود را داشته است. اما تنش‌ها در حال افزایش است و حل و فصل‌ها به موازات تنش‌ها افزایش نمی‌یابد. کالیفرنیا یک پناهگاه برای پناهجویان است، اما واشنگتن مخالف مهاجرت است. در کالیفرنیا ماری‌جوانا کاشت و تجارت می‌شود، اما کاخ سفید محدودیت اعمال کرده است. دولت ترامپ حامی شدید آزادی اسلحه است، اما کالیفرنیا اعمال محدودیت می‌کند. مهم‌تر از همه اینها، شکست ترامپ در مواجهه با کرونا و حتی پرهیز از پذیرش مسئولیت، باعث شده است که کالیفرنیا خودش دنبال چاره‌جویی باشد. این تنش‌ها می‌تواند کالیفرنیایی‌ها را تحریک کند که درباره ایالت خود و رابطه آن با واشنگتن فکر دیگری بکنند».۱۸ کمتر از یک هفته بعد، خبرگزاری رویترز نیز در تحلیلی به افزایش احتمال تجزیه امریکا پرداخت و نوشت: «ناتوانی واشنگتن در رهبری یک پاسخ مؤثر به ویروس، احتمال تجزیه امریکای بزرگ را افزایش داده است. بحث تجزیه که زمانی تابو بود، الان تبدیل به یک موضوع در صفحه توئیتر ترامپ شده است».۱۹ اشاره رویترز به انبوهی از توئیت‌هایی است که با مضمون تجزیه ذیل توئیت‌های رئیس‌جمهور امریکا منتشر می‌شود.
اما شاید صریح‌ترین تعبیر را روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز به کار برد که نوشت: «اپیدمی کرونا یک چیز را کاملاً روشن ساخته است: اینک زمان تجزیه امریکاست... ما به‌صورت درمانده و جبران‌نشدنی گسسته هستیم، زمان آن رسیده که دست از صحبت کردن درباره متحد شدن بکشیم و تنها کار معقول را انجام دهیم».۲۰ این روزنامه ضمن یادآوری تجزیه اتحاد جماهیر شوروی سابق به ۱۵ کشور در حدود ۳۰ سال پیش، به کنایه نوشت: «چرا ما نتوانیم همان کار را اینجا انجام دهیم؟»
این‌ها همه واقعیات صحنه امریکاست. اما با این اوصاف، آیا می‌توان گفت که تجزیه امریکا قریب‌الوقوع است؟ در پاسخ به این پرسش سه نگاه وهم‌آلود می‌توان شناسایی کرد. نگاه نخست، امریکا را شکست‌ناپذیر می‌داند و اساساً جایی برای طرح این مباحث در ذهن خود باقی نگذاشته است؛ نگاه دوم، از سوی دیگر بام افتاده و در تدارک برگزاری جشن تجزیه امریکاست؛ و نگاه سوم، سال‌هاست که سرگرم تحقیق و پژوهش و خواندن و گفتن و نوشتن درباره «افول امریکا» ست، اما طرح بحث تجزیه امریکا را برنمی‌تابد و تمایل دارد همچنان به بحث درباره افول اخلاقی و اقتصادی و اجتماعی امریکا ادامه دهد. در این نگاه، افول امریکا صرفاً و منحصرا در چارچوب «تضعیف امریکا» بحث می‌شود و جایی برای طرح امکان «تجزیه امریکا» به عنوان یکی از مصادیق افول و فروپاشی آن نیست.
بحث تجزیه امریکا را، اما باید واقعی دید و تحلیل کرد. واقعیت این است که مسئله تجزیه امریکا یک بحث ریشه‌دار است و موضوعی جدید و فانتزی و رؤیایی و سطحی نیست. تحولات پساکرونا در امریکا نیز به ما می‌گوید از سال ۱۸۶۵ یعنی پایان جنگ داخلی امریکا -و شکست نخستین پروژه تجزیه- تاکنون، بحث تجزیه هیچ‌گاه به اندازه امروز جدی نبوده است. اما آیا این‌ها بدین معنی است که امریکا در آینده نزدیک تجزیه خواهد شد؟ پاسخ این پرسش بلاتردید به تحولات آینده بستگی دارد. بحران کرونا می‌تواند نظیر همه بحران‌های یک قرن اخیر پدیده‌ای موقت و زودگذر باشد که امریکا از آن زخم‌های کاری بردارد، اما زمین نخورد و مجدداً کمر راست کند. اما اگر این بحران به درازا بکشد و شکاف ایجاد شده در رهبری امریکا تعمیق شود، ماجرا متفاوت خواهد بود.
باید توجه داشت که تاکنون همه آنچه درباره فساد و نابرابری و تبعیض نژادی و بحران اقتصادی و اجتماعی امریکا به عنوان مصادیق افول این ابرقدرت مطرح بود، در چارچوب حاکمیت و نظم سیاسی موجود مورد بحث قرار می‌گرفت و لذا فضا برای طرح گزینه «اصلاحات» و سردادن شعار «تغییر» کم نبود. کما اینکه باراک اوباما با شعار تغییر روی کار آمد. اما بحرانی که پس از کرونا در امریکا ایجاد شده، علت العلل همه آن ناکامی‌ها و شکست‌ها را متوجه رهبری امریکا و مشخصا نظم فدرالی کرده و مهم‌تر اینکه یک گزینه بدیل و جایگزین برای اصلاح نظام سیاسی موجود، روی میز قرار دارد و عنوان این گزینه «تجزیه» است.
تفاوت «امریکای تضعیف شده» با «امریکای تجزیه شده» برای جهان بسیار است. امریکای تضعیف شده، صرفاً نقش کم‌رنگ‌تری در معادلات جهانی ایفا خواهد کرد و با قدرت کمتری از نظم موجود پشتیبانی خواهد کرد. اما امریکای تجزیه شده، معادلات موجود را برهم خواهد زد و جهان آبستن نظمی جدید خواهد شد.
تجزیه امریکا ممکن است اتفاق بیفتد و ممکن است اتفاق نیفتد؛ مانند همه احتمالاتی که درباره مسائل بین‌المللی مطرح می‌شود. اما آنچه باید اتفاق بیفتد این است که «تابوی بحث درباره تجزیه امریکا» همانگونه که به تعبیر رویترز در امریکا شکسته شده است، در اذهان نخبگان ایرانی نیز بشکند، با این مسئله عقلانی برخورد شود و چشم بر واقعیات و احتمالات بسته نشود. امریکا را اگر واقعی ببینیم، برای رسیدن به بازدارندگی در مقابل آن، عملیات آفندی روی نقاط آسیب‌پذیرش، ولو با کمترین احتمال موفقیت، حتماً نسبت به مذاکره گزینه معتبرتری است.
<مشرق نیوز

بررسی بازداشت ایرانیان خارج از کشور در کمیسیون امنیت ملی مجلس


  •  دوشنبه / ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ / ۱۶:۴۴
  •  دسته‌بندی: مجلس
  •  کد خبر: 99021510965
  •  خبرنگار : 71234

  



بررسی بازداشت ایرانیان خارج از کشور در کمیسیون امنیت ملی مجلس

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت که طبق توضیحات نماینده وزیر خارجه در صورت منفی بودن تست کرونا دکتر حسین عسگری دانشمند ایرانی زندانی درآمریکا سریع به ایران برگردانده می شود، بازگشت او قطعی بوده و مشکلات از سر راه برداشته شده است.
به گزارش ایسنا، سید حسین نقوی حسینی در توضیح جلسه امروز کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: کمیسیون امنیت ملی در این جلسه به بررسی آخرین وضعیت دکتر عسگری دانشمند ایرانی زندانی در آمریکا و شرایط آزادی او با حضور مسوولان دستگاه‌های مختلف پرداخت. همسر دکتر عسگری نیز دعوت شده بود اما به علت بیماری و مساعد نبودن حالشان امکان حضور پیدا نکرد.
وی با اشاره به صحبت های ذوالنور رئیس کمیسیون گفت:‌ آقای ذوالنور با اشاره به آخرین وضعیت سیروس عسگری دانشمند ایرانی زندانی در آمریکا بیان کرد که تعدادی از شهروندان ایرانی از سوی قدرت‌های سلطه‌گر و به ویژه آمریکایی‌ها به بهانه‌های مختلف بازداشت شدند که از جمله آنها دکتر سیروس عسگری دانشمند ایرانی در اسارت آمریکایی‌ها بوده و مطابق اطلاعات ما در زندان های آمریکا دچار بیماری کرونا شده است. علاوه بر نگرانی درباره سلامتی و جان ایشان سوال اصلی این است که گناه یک دانشمند متخصص چیست؟
نقوی حسینی به صحبت های نماینده وزارت خارجه در این جلسه اشاره و اظهار کرد: نماینده وزارت خارجه گفت که دکتر عسگری از نخبگان و متخصصان کشور است و بنا بر آخرین خبر دیروز قرار بود تست کرونا گرفته شود و در صورت منفی بودن تست، قطعا سریعا به ایران باز گردانده می شوند. ایشان مبتلا به بیماری قلبی است و مشکلات سفر هم باید رعایت شود. به نظر می رسد بازگشت ایشان قطعی شده و موانع و مشکلات از سر راه برداشته شده است.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: طبق توضیحات داده شده دکتر عسگری به آمریکا رفت و آمد داشته و تحصیلات او آنجا بوده، فرزندانش آنجا هستند و دارای ویزای توریستی است. در همین ایام پروژه‌ای هم گرفته ولی آمریکایی‌ها خصمانه برخورد کردند چرا که ایشان در دادگاه های آمریکا تبرئه شده بود. در آن ایام وزارت خارجه حمایت‌ها و کمک‌های زیادی کرد تا در نهایت آبان ماه سال قبل تبرئه شد ولی خباثت آمریکا و برخی عوامل دیگر مانع سفر ایشان به ایران شد که اخیرا حل شده است. نماینده وزارت خارجه این موضوع را هم گفت که افراد دیگری غیر از دکتر عسگری نیز در آمریکا یا سایر کشورها به همین مشکلات گرفتار شدند.
به گفته وی، در ادامه این جلسه معاون وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با ارائه گزارشی گفت که متاسفانه تعدادی از اتباع ما در سایر کشورها گرفتار هستند. ما در حوزه دفاع بیش از ۳۰ مورد داشتیم که به دلیل رفتار خصمانه آمریکایی‌ها گرفتار شده بودند البته با همکاری دستگاه‌های مربوطه جهت حل مشکل آنها تلاش‌های موثری صورت گرفت و وزارت امور خارجه در این زمینه نهایت تلاش و همکاری را دارند؛ اوهمچنین بیان کرد که در حال حاضر حدود پنج نفر به اتهام فعالیت های نظامی و دفاعی و بهانه های بیهوده اسیر هستند و بازداشت شدند. دکتر عسگری مورد بغض و دشمنی قرار گرفت و اتهامات بیهوده‌ای در زمینه فعالیت‌های غیر قانونی به وی وارد کردند که البته از همه اتهامات تبرئه شده است.
نقوی حسینی ادامه داد: در این جلسه نماینده وزارت اطلاعات نیز گزارشی از رویکرد خصمانه و دشمنانه آمریکایی‌ها علیه اتباع و شهروندان ایرانی ارایه کرد به ویژه برخورد آنها با کسانی که در انتقال تکنولوژی نقش داشتند چه ایرانی‌هایی که خارج از کشور ساکن بوده و آمد و رفت هم حتی نداشتند تا کسانی که سفر می کردند. در این زمینه آمریکایی‌ها از سرویس های اطلاعاتی سایر کشورها نیز استفاده می‌کنند؛ نماینده وزارت اطلاعات بیان داشت که در مورد سیروس عسگری نیز همین برخورد خصمانه صورت گرفت، وی از نخبگان و دانشمندان موثر کشورمان هستند که مشکل ایشان حل شده است اما آمریکایی ها به بهانه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران افرادی را تحت تعقیب قرار داده یا بازداشت کردند.
به گفته وی، ذوالنور در پایان جلسه گفت که دشمنی قدرت‌های سلطه‌گر مثل آمریکا طبیعی است که به خصومت و دشمنی خود ادامه دهد. جمهوری اسلامی در حال پیشرفت چشمگیری در حوزه علم و تکنولوژی است و به همین جهت همه دستگاه ها باید تمهیداتی را تدارک ببینند که تامین نیازها با کمترین هزینه صورت پذیرد و اگر شهروندی و اتباعی از کشور ما گرفتار این خصومت ها و دشمنی ها شدند باید مورد حمایت قرار گیرند و در جهت نجات، حمایت و جبران خسارات اقدامات لازم صورت پذیرد. قانون هم در این زمینه داریم و کمیسیون حمایت می کند.
انتهای پیام

ایسنا

Sunday, May 3, 2020

کدام شهرهای ایران وضعیت قرمز کرونایی دارند؟

کد خبر 1068727
تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۵
کرونا نمایه

 



پس از اعلام ۱۳۲ شهر در وضعیت سفید به لحاظ کاهش شیوع کرونا، اسامی استان‌ها و شهرهای دارای وضعیت قرمز کرونا نیز اعلام شد.
به گزارش مشرق، در جلسه امروز ستاد ملی مقابله با کرونا اسامی استان‌ها و شهرهای دارای وضعیت سفید و قرمز اعلام شد تا شهرستان‌های با وضعیت سفید از فردا بتوانند درب مساجد را بازگشایی کنند.‌

ببینید:

فیلم/ رکورد ایران در بهبودی مبتلایان به کرونا

در جدل زیر استان‌ها و شهرهای وضعیت قرمز کرونا مشخص شده است:
مشرق نیوز

علل و ریشه های بختیاری ستیزی در ایران

بختیاری ستیزی مقوله ای جدا از لرستیزی نمیباشد و در مجموع ؛جزیی از فرهنگ شایسته ستیزی در ایران میباشد .هدف نیروهای استعماری همواره از بین بردن طبقه الیت و نخبه جامعه میباشد تا بتوانند سهل و آسان به مطامع امپریالیستی خود برسند. درذیل به چند علت تاریخی اشاره ای خواهیم داشت .
کابینه صمصام السلطنه بختیاری.
در دولتی که به ریاست صمصام تشکیل شد؛اردیبهشت ۱۲۹۷؛ لوایحی تصویب گردید که دربار ایران و دولتهای روس و انگلیس را به هراس افکند.بطوریکه شاه وقت ؛ احمد شاه ؛ به توصییه روس و انگلیس ؛که در آن زمان ایران را بین خود تقسیم نموده بودند ؛ از شاه خواستار استعفای نخست وزیر قانونی شدند .اما نخست وزیر نپذیرفت و زمینه خصومت روس و انگلیس با بختیاریها فراهم شد .منشی سفارت آلمان مینویسد ” به راستی کابینه صمصام یکی از بهترین کابینه های ایران از حیث شهامت و قدرت و میهن دوستی به شمار می آید .
در جلسه هیات دولت به ریاست صمصام؛ لایحه لغو کاپیتولاسیون و لغو معاهدات ترکمانچای و گلستان به تصویب رسید و از دولت روسیه خواسته شده بود که هفده شهر قفقاز را پس بدهد .
تصویب این لوایح ؛سرآغاز دشمنی روس و انگلیس و عوامل داخلی آنها با بختیاریان شد.حتی وثوق الدوله شخصی را اجیر کرده بود و مبلغ ششهزار تومان پرداخته بود تا صمصام را ترور کنند .
جنگهای ایران و زوسیه تزاری.
موضوع دیگری هم که باعث خصومت روسیه تزاری با بختیاریان گردید ؛ مربوط به جنگهای ایران و روس ؛ به فرماندهی عباس میرزا؛ در سرحدات شمالی کشور بود که سواران بختیاری به فرماندهی سردار معظم ؛ در قشون دولتی ایران ؛ با جنگ های نامنظم و سوارکاری و تیراندازی ؛ضربات زیادی به قوای منظم روسیه وارد کرده بودند تا جایی که ملکه کاترین جویای علت ناموفق بودن ارتش روسیه را جویا شده بود و در جواب به او گفته بودند ؛ گروهی از کوه نشینان در قوای ایران هستند به نام بختیاری که عامل باز دارنده پیشروی ما به سمت جنوب میباشند .
انقلاب مشروطه.
در جنگهای انقلاب مشروطیت هم؛ فتح اصفهان و تهران به دست سه هزارقوای سواره و پیاده نظام بختیاری و شکست نیروی قزاق در تهران؛ باعث رنجش خاطر نیروهای استعماری روس و انگلیس گردیده بود . سرهنگ لیاخوف روسی ؛ فرمانده نیروی قزاق در تهران؛ بعد ها که به روسیه برگشت در یک مصاحبه گفته بود که نیروهای بختیاری از سرعت عمل و تاکتیک خوبی برخوردار بودند.
موارد فوق الذکر باعث گردید تا بختیاری ستیزی در دستور کار دولت وابسته بعدی هم قرار بگیرد و رضاشاه ظاهرا؛تحت عناوین پیشرفت واستقرار امنیت ؛ و باطنا ؛ در جهت اهداف روس و انگلیس ؛ به قلع و قمع لرستانات پرداخت تا نیروی مارا تضعیف کنند .در جهت تضعیف ما ؛ سرزمین لرستان تجزیه گردید و بین ۱۱ استان تقسیم شد .و استان سازی شد و و استانها شمار گزاری گردید ؛ تا نام قومیتها از روی مناطق برداشته شود و به جای آن عدد قرار بگیرد و بخشی از لرستانات در استان ششم و بخشی در استان دهم و دیگراستانها قرار گرفت .
کشف نفت در بختیاری.
باکشف و استخراج نفت در محله نفتون مسجد سلیمان ؛در قلب بختیاری وعقد قراردادنفت دارسی با خوانین لر بختیاری ؛ سرکوب بختیاریان شدت یافت و بزرگان بختیاری به اتهامات واهی مورد دستگیری و بازداشت دولت مرکزی قرار گرفتند و سهام نفت آنان در زندان به زور از آنان گرفته شد و عده ای از آنان تیرباران شدند .جوانان ما هم توسط شبیخونهای ارتش ؛ در مناطق جمع اوری شدند و در پادگانها مورد توهین و تحقیر قرار گرفتند .در زمینه های اجتماعی و فرهنگی هم ؛ محدودیتهایی بر ما اعمال گردید و فرهنگ و زبان و آداب و رسوم ما مورد تهاجم قرار گرفت .انگلیس هم که برای ناوگان دریایی خود به شدت به سوخت محتاج بود ؛ بدینوسیله و توسط رضاشاه , نفت را از ید لرهای بختیاری خارج و دراختیار شرکتهای نفتی قرار داد .
تبلیغات منفی توده ایها.
توده ایها هم که در راستای سیاست روسیه بودند ؛ دستورداشتند تا در کتابها و انتشارات و فیلمهابه خان ستیزی بپردازند و تاریخ را تحریف کنند .درشهریور ماه سال ۱۳۲۵ هم یک پیمان دفاعی بین سران ایل قشقایی و بختیاری علیه حزب توده منعقد گردید .با برآمدن انقلاب اسلامی و قرار گرفتن مرحوم شاپور خان ؛ نوه صمصام السلطنه؛ در سمت نخست وزیری ؛ تاریخ تکرار گردید و بختیار ستیزی مجددا شدت پیدا کرد و شعار اصلی مذهبیون گردید ؛ که تا امروز ادامه دارد تا جاییکه نام بختیاری راهم از صفحه نقشه جغرافی ایران حذف کرده اند و به تاراج معادن زیرزمینی و سرچشمه های آبی ما به همراه شرکتهای روسی و چینی مشغول میباشند . کشف شبکه افسران حزب توده توسط تیمسار بختیار و فرمانداری نظامی تهران ؛ برشدت بختیار ستیزی توده ایهاافزود.در زمان شاه مخلوع هم که تیمساربختیار در تعارض با سلطنت قرار گرفت و بصورت اپوزیسیون قدرتمندی در عراق علیه شاه اقداماتی انجام میداد ؛بختیاریها مورد سرکوب و تحت کنترل ساواک قرار گرفتند و ضربات اقتصادی – اجتماعی سختی را متحمل شدند .
ریشه ما لابلای سنگها مااسیر خدعه و نیرنگها
ساکنان قلعه دردیم ما از تبار صخره دردیم ما
خط خط چوقای من بی رنگ شد پولک مینای تو از سنگ شد .
.










نرخ فلاکت لرستان در وخیم‌ترین وضعیت


تاریخ ایجاد در 14 ارديبهشت 1399 | ساعت 14:10
رفاه و معیشت مردم تحت تاثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری استتورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری بهفقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشانمی‌دهد.
به گزارش تجارت‌نیوز، بر اساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخفلاکت در دو استان لرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضعیت قرار دارد.
در این بررسی که شاخص نرخ فلاکت بر اساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹موجود به دستآمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است.
در بین استان‌های کشور، استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به طوری که نرخ بیکاری معادل۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است.
استان‌های کردستان و چهارمحال و بختیاری نیز هر کدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است.
استان‌های سمنان و خراسان رضوی نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۳۸٫۸ و ۳۹٫۱ درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

6768.png

Thursday, October 17, 2013

صد (100) زن نخست ایران در حوزه‌های مختلف


زنان ایرانی در دوره‌های مختلف تلاش کردند که با توجه به نگاه‌های سنتی و فشارهای موجود در جامعه ایران پیشرفت کنند و همپای مردان ایرانی در بخش های مختلف حضور پیدا کنند.
این فهرست شامل ۱۰۰ چهره از میان زنان پیشگام ایرانی است که در رشته‌ها و حرفه‌های مختلف فعالیت داشته‌اند. تهیه چنین فهرستی دشوار بوده و با توجه به در دسترس نبودن منابع کامل، شما هم می توانید نام چهره های مورد نظر خود را در بخش نظرات در پایین این مطلب پیشنهاد و در تکمیل این فهرست مشارکت کنید.

۱. کلارا آبکار، نخستین زن مینیاتوریست ایران ۱۳۷۵_۱۳۰۲

کلارا آبکار نخستین زن مینیاتوریست ایرانی در خانواده‌ای از ارامنه اصفهان متولد شد. او در هنرستان عالی هنرهای زیبا تحصیل کرد و در تابلوهای مینیاتورش مناظر اسب سواری، طبیعت بی جان، گلها، آرامگاه خیام، عطار، شیخ احمد و همچنین برج های فیروز آبادی و علی آباد کاشان که تحت نظر سازمان ملی هنر و موزه‌ها است، جایگاه ویژه ای دارد.

۲. صغرا آزرمی، نخستین پزشک آسیب شناس (تولد: ۱۲۹۳)

خانم آزرمی نخستین پزشک آسیب شناس و نخستین مسئول پایگاه سیتولژی در خصوص شناسایی سرطان است که در کرمانشاه متولد شد. او در سال ۱۳۳۶ در انستیتو تاج وابسته به دانشگاه تهران ریاست درمانگاه را عهده دار شد. او در سال ۱۳۴۴ به دعوت دولت استرالیا در دانشگاه ملبورن مشغول شد و یک سال بعد به بالتیمور رفت در دانشگاه جان هاپکنیز کارش را آغاز کرد. او پس از بازگشت به ایران، مسئولیت پایگاه سیتولوژی زایشگاه فرح را بر عهده گرفت و سالها برای نجات جان بیماران مبتلا به سرطان تلاش کرد.

۳. طوبی آزموده، موسس اولین دبیرستان ملی دخترانه ۱۳۱۵_۱۲۵۷

طوبی آزموده ،موسس اولین دبیرستان ملی دخترانه، در تهران به دنیا آمد. او در سال ۱۲۸۶ مدرسه دخترانه ناموس را تاسیس کرد و تلاش‌هایش برای برپا نگه داشتن این دبستان و دبیرستان تا ۳۰ سال ادامه داشت. پس از مرگ وی امتیاز این دبیرستان به برادرزاده‌اش واگذار شد.

۴. آصفه آصفی، موسس انجمن اولیا و مربیان (تولد:۱۳۰۴)

آصفه آصفی، نخستین موسس انجمن اولیا و مربیان، در سال ۱۳۰۴ متولد شد. او در پاریس تحصیل کرد و در دانشگاه سوربن در رشته فلسفه و روانشناسی دکترا گرفت. او در سال ۱۳۴۶ انجمن اولیا و مربیان را پایه ریزی کرد. منزل مسکونی خانم آصفی به عنوان دفتر مرکزی انجمن معرفی شد. او از سالها پیش منزل مسکونی‌اش را وقف کرده تا پس از او در اختیار موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان "محک" قرار گیرد.

۵. ساتو(پری) آقابابایف، تحصیلات آدکادمیک آواز (تولد: ۱۲۰۸)

خانم آقابابایف، نخستین زنی است که در رشته آواز تحصیلات آکادمیک کسب کرد. او در سال ۱۲۰۸ در تهران به دنیا آمد و در اروپا دوره آواز و تئاتر گذراند.

۶. لیلی (ایمن) آهی، اولین زن عضو شورای عالی فرهنگ (تولد: ۱۳۰۸)

لیلی آهی در سال ۱۳۰۸ متولد شد. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، و روسی تسلط داشت، وی از موسسان شورای کتاب کودک در سال ١٣٤١ است و در طول دوران فعالیت خود، مقالات متعددی در خصوص تعلیم و ترببت کودکان و روش تدریس در کتب دبستانی منتشر کرد.

۷. معصومه (نیلوفر) ابتکار، معاون رئیس جمهور (تولد: ۱۳۳۹)

معصومه ابتکار ،اولین زنی بود که به معاونت رئیس جمهوری ایران رسید. او پس از بازگشت به ایران در دوران انقلاب در ردیف دانشجویانی قرار گرفت که سفارت آمریکا را تسخیر کردند. او در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان اولین معاون رئیس جمهوری پس از انقلاب برگزیده شد.

۸. فاطمه اذانی، نخستین سرپرست کلانتری (تولد: ۱۳۳۷)

خانم اذانی در مشهد متولد شد. بر اساس برنامه نیروی انتظامی که قرار بود تعدادی کلانتری مخصوص زنان در کلان شهرها احداث شود، در سال ۱۳۷۸ سرگرد اذانی ،نخستین کلانتری زنان در مشهد را دایر کرد.

۹. ظفردخت اردلان، اولین نماینده ایران در کمیسیون وضع زنان سازمان ملل

خانم اردلان نخستین زنی است که به عنوان نماینده اصلی ایران در کمیسیون وضع زنان در سازمان ملل متحد معرفی شد. او در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و در پایان این دوره به سوئیس رفت و دکترای علوم اجتماعی گرفت. او تالیفات مختلفی در رشته ادبیات دارد و در سال ۱۳۳۷ به عنوان ناظر در کمیسیون وضع زن در ژنو حضور یافت.

۱۰. مرضیه ارفعی، نخستین سرتیپ زن (تولد: ۱۲۸۰)

سرتیپ مرضیه ارفعی، در یک خانواده ایرانی در شهر استانبول متولد شد. او درهنگام سلطنت رضا شاه به ریاست آموزشگاه زنان ارتش رسید و در در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی درجه سرتیپی گرفت. او در سال ۱۳۰۸ در رشته طب فارغ التحصیل شد.

۱۱. آنیک استپانیان، نخستین دندانپزشک

آنیک استپانیان ،نخستین دندانپزشک ایرانی است که در یک خانواده‌ای که پیشه‌اش دندانپزشکی بود، متولد شد. اطلاع بیشتری از او در دست نیست.

۱۲. زابل استپانیان بارتو، نخستین تلگرافچی

زابل استپانیان بارتو یک صد و هشت سال پیش در اصفهان در یک خانواده ارمنی به دنیا آمد و در سنین کودکی با آموزش تلگراف به عنوان نخستین زن تلگرافچی نامش در تاریخ ایران ثبت شد.

۱۳.بی‌بی فاطمه استرآبادی، نخستین زن طنزنویس (تولد: ۱۲۷۴ قمری)

بی بی فاطمه استرآبادی ،نخستین زن طنز نویس در ایران که با نوشتن معایب الرجال در پاسخ به نوشته تادیب النسا بیش از پیش شناخته شد. پیش از این نیز او مقالاتی در خصوص زنان نوشت و نخستین مقاله او در سال ۱۲۸۳ در روزنامه تمدن چاپ شد.

۱۴. محترم اسکندری، نخستین زن شورشی ۱۳۰۲_۱۲۷۴

خانم اسکندری اولین زنی است که در تاریخ معاصر به جرم شورش بازداشت شد، او موسس اولین جمعیت زنان به نام "نسوان وطن خواه" است.

۱۵. پروین اعتصامی، نخستین کتابدار ۱۳۲۰_۱۲۸۵

نخستین کتابدار ایرانی با اینکه به عنوان شاعر نامدار شناخته شده، اما به عنوان نخستین کتابدار زن نیز ثبت شده است.

۱۶. ویولت امیرجلالی، اولین متخصص پزشکی هسته‌ای (تولد ۱۳۴۴)

خانم امیر جلالی اولین متخصص پزشکی هسته‌ای است که در سال ۱۳۷۲ به عنوان استادیار دانشگاه شهید بهشتی و بیمارستان لبافی مشغول به کار شد، یک سال بعد نیز ریاست بخش هسته‌ای بیمارستان لبافی را به عهده گرفت.

۱۷. زینب امین، نخستین سخنران معترض

زینب امین شاعر بود، اما سخنرانی او با چادر و روبنده در مقابل مجلس شورای اسلامی دراعتراض به اولتیماتوم روسیه در سال ۱۲۸۹، اولین باری بود که صدای آزادیخواهی زنان ایرانی در یک تظاهرات علنی را به گوش همگان می‌رساند.

۱۸. مهین افشار، نخستین تاجر

مهین افشار، نوه ملک التجار بود که با فروش قسمتی از جهیزیه اش توانست سرمایه‌ای فراهم آورد و به عنوان نخستین زن در سال ۱۳۳۶ برای او کارت بازرگانی صادر شد.

۱۹. نصرت امین، نخستین زن مجتهد ۱۳۳۶_۱۲۶۵

نصرت امین نخستین زنی است که در یک صد سال اخیر به درجه اجتهاد رسید، او در اصفهان متولد شد و در چهل سالگی به درجه اجتهاد رسید.

۲۰. آذر اندامی، تنها زن ایرانی که نامش بر کره زهره ثبت شد ۱۳۶۳_۱۳۰۵

تنها زن ایرانی که یکی از حفره‌های کره زهره به دلیل تحقیقات علمی به نام او نامگذاری شده است، در ساغریسازان رشت، متولد شد. او پس از تحصیل به کار در انستیتو پاستور پرداخت و در سالهایی که وبا در ایران شیوع داشت با تهیه واکسن به مبارزه با این بیماری پرداخت، او به دلیل تلاش هایش در بخش میکروب شناسی نشان علمی از مسئولان وقت دریافت کرد.

۲۱. نادره انور، نخستین عکاس آکادمیک ۱۳۶۱_۱۳۱۱

نادره انور نخستین زنی است که به طور حرفه ای با بهره گیری از تحصیلات آکادمیک به عکاسی پرداخت، او در تهران متولد شد. او پس از فارغ التحصیلی از هنرستان برای ادامه تحصیل به بریتانیا واز آنجا به برای تحصیل در آدکامی عکس کلن به آلمان رفت.

۲۲. انوشه انصاری، نخستین ایرانی در فضا (تولد: ۱۳۴۶)

خانم انصاری تا سن ۱۶ سالگی در ایران زندگی کرد و سپس با خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. او در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ به عنوان نخستین ایرانی به فضا سفر کرد.

۲۳. لیلی اوپال، نخستین زن میادین ورزشی (تولد: ۱۳۰۹)

لیلی اوپال، نخستین زن ایرانی که در میادین ورزشی حضور یافت در خانواده ارمنی در تهران متولد شد. او فعالیت ورزشی اش را با پینگ پنگ آغاز کرد و در سال ۱۳۳۷ در مسابقات پاکستان به عنوان اولین زن ایرانی در میادین وزرشی خارج از کشور حاضر شد.

۲۴. ویکتوریا اوهانجانیان، نخستین معمار زن

خانم اوهانجانیان در تبریز به دنیا آمد و اولین مهندس معمار در ایران است که در وزارت مسکن و شهرسازی به کار مشغول شد. اطلاعات بیشتری از او در دست نیست.

۲۵. اولین باغچه بان، اولین موسس کلاس آواز

خانم باغچه بان، فاخره صبا و منیره وکیلی نخستین کسانی هستند که در ایران کلاس آواز به معنای آکادمیک و جهانی آن دایر کردند، اولین در آن زمان تنها ۲۱ سال داشت.

۲۶. بدرالملوک بامداد، نخستین موسس دبستان مختلط (تولد ۱۲۰۹)

خانم بامداد،نخستین موسس دبستان مختلط و تدوینگر کتاب خانه داری در ایران است. با آزاد شدن ورود دختران به دانشگاه، در زمره ده دانشجوی دختری بود که توانست در دانشسرای عالی حاضر شود او در سال ۱۳۳۰ دبستان مختلط را براساس آموخته‌هایش راه اندازی کرد.

۲۷. پروین برزین، نخستین باستانشناس و حفار

خانم برزین که پس از اتمام دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، برای ادامه تحصیل در رشته باستان شناسی به آمریکا رفت، پس از بازگشت به عنوان موزه دار در موزه ایران باستان فعالیت کرد. او به عنوان نخستین زن باستان شناس حفار در حفاری علمی موسسه باستان شناسی بریتانیا در پاسارگاد در سال ۱۳۵۲ و همچنین عضو هیات کاوش باستانی در تخت جمشید در سال ۱۳۵۳ حضور داشت.

۲۸. آریانا برکشلی، نخستین موسیقی درمانگر (تولد ۱۳۳۲)

خانم برکشلی در تهران متولد شد و اولین زنی است که موسیقی درمانی آموخت و برای نخستین بار کنسرتی برای گروهی از کودکان معلولان بهزیستی به همین شیوه برگزار کرد.

۲۹. آدینه بنی مهد رانکوهی، از نخستین قضات زن (تولد ۱۳۲۳)

خانم رانکوهی در لنگرود متولد شد، او در سال ۱۳۴۲ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران پذیرفته شد و چهار سال بعد از آن فارغ التحصیل شد. او جزو اولین دسته پنج نفری زنان قاضی ایران است. پیش از آن زنان اجازه قضاوت در دادگستری را نداشتند.

۳۰. بیانی ملک زاده، نخستین باستان شناس ۱۳۷۸_۱۲۸۹

نخستین زن باستان شناس در تهران متولد شد. او در سال ۱۳۱۳ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و جزو اولین دخترانی بود که برای تحصیل به خارج فرستاده شد. او پس از تحصیل در ۱۳۱۷ در موزه ایران باستان آغاز به کار و بخش سکه‌ها، مهرها و الواح را تاسیس کرد و تا ۳۰ سال در سمت ریاست این بخش فعالیت کرد.

۳۱. فرخ رو پارسا، نخستین وزیر زن قبل از انقلاب ۱۳۵۷_۱۳۰۱

خانم پارسا، نخستین وزیر زن کابینه ایران در قم متولد شد. او در سال ۱۳۴۲ به عنوان نماینده دوره بیست و یکم به مجلس شورای ملی راه یافت و به عنوان نخستین زن پیش از انقلاب به عضویت هیات رئیسه مجلس در آمد. او در سال ۱۳۴۴ به عنوان معاون آموزش و پرورش منصوب شد و سه سال بعد وزارت آموزش و پرورش به او واگذار شد، او در سال ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شد.

۳۲. زینب پاشا، نخستین رهبر مبارزه مسلحانه

زینب پاشا نخستین رهبر مبارزه مسلحانه علیه استبداد در تاریخ معاصر ایران است که بیش از یک قرن پیش در تبریز متولد شد. او در سالهای پایانی حکومت قاجار گروهی مبارز زن داوطلب را ساماندهی کرد که با تجهیز این گروه آنها با محتکران مبارزه می‌کردند . پس از اعطای امتیاز توتون به انگلیسی ها در زمان ناصرالدین شاه مردم آذربایجان در اعتراض مغازه‌ها را تعطیل کردند، اما ماموران آنها را مجبور کردند که بازار را باز کنند،در این زمان چند زن با چادر در حالی که اسلحه به دست داشتند، با تهدید ماموران مجددا بازار را تعطیل کردند. این حرکت باعث شهرت بیشتر زینب پاشا شد، او در سالهای آخر عمر به کربلا رفت و از آن پس اطلاعی از وی در دست نیست.

۳۳. زهرا (ثریا) پاشنگ، نخستین فعال امداد هوایی (تولد: ۱۳۴۶)

نخستین فعال امداد هوایی در سال ۱۳۶۹ وارد دانشکده پرستاری دانشگاه آزاد شد، پس از پایان تحصیل مسئول امداد هوایی برخی از بیمارستان‌های کشور را بر عهده گرفت.

۳۴. امینه پاکروان، نخستین استاد دانشگاه، ۱۳۲۵_۱۲۶۸

خانم پاکروان از پدری ایرانی و مادری فرانسوی تبار متولد شد. او پس از سالها اقامت در خارج از کشور در سن ۴۳ سالگی به ایران آمد در سمت استاد ادبیات فرانسه و تاریخ هنر در سال ۱۳۱۱ در دانشگاه تهران فعالیتش را آغاز کرد.

۳۵. سکینه پری، نخستین جراح (تولد: ۱۲۸۱)

سکینه پری نخستین جراح زن ایرانی در شوروی متولد شد، مادرش از ارامنه ایران و پدرش نصرالله همدانی نام داشت. او تحصیلاتش را در شوروی تمام کرد و در سال ۱۳۱۲ در رشته جراحی و سرطان شناسی تخصص گرفت. او یک سال بعد به ایران بازگشت و اجازه طبابت گرفت و فعالیتش را در ایران در سن ۳۲ سالگی آغاز کرد.

۳۶. اکرم پوررنگ نیا، اولین مشاور عالی کشور و قاضی نمونه بعد از انقلاب (تولد: ۱۳۳۱)

خانم پوررنگ نیا، تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق را به پایان رساند و کارش را در سال ۱۳۵۴ به عنوان دادیار شروع کرد. او در طول این سالها به دلیل تغییراتی که در سیستم قضایی ایجاد شد، در بخش های مختلف فعالیت کرد در سال ۱۳۷۴ با توجه به پایه قضایی، به عنوان اولین مشاور عالی کشور و قاضی نمونه انتخاب شد.

۳۷. اشرف پهلوی نخستین نماینده زن ایران در سازمان ملل (تولد: ۱۲۹۸)

اشرف پهلوی، نخستین نماینده زن ایران در سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر است. او در اولین کنفرانس جهانی زن نیز ریاست آن را عهده دار بود، او پس از انقلاب ایران به آمریکا رفت.

۳۸. عفت تجارتچی، اولین زن خلبان (۱۳۷۸-۱۲۹۶)

خانم تجارتچی، اولین داوطلب زن برای خلبانی بود او از جمله ۹ زنی بود که در سال ۱۳۱۸ برای تعلیم خلبانی ثبت نام کرد و یک سال بعد اولین پرواز مستقل خود را انجام داد. با وقایع شهریور سال ۱۳۲۰ فعالیت باشگاه خلبانی مدتی متوقف شد و او از پرواز بازماند.

۳۹. هاجر تربیت، نخستین موسس مدرسه در تبریز و از نخستین نمایندگان مجلس (تولد: ۱۲۸۵)

هاجر تربیت از نخستین نمایندگان مجلس شورای ملی و نخستین موسس مدرسه در تبریز در استانبول ترکیه متولد شد. او طرح روپوش مدرسه که با موفقیت در تبریز اجرا شده بود را در اسفند سال ۱۳۱۳ در کادر آموزشی مدرسه در تهران نیز پیاده کرد و همچنین یک سال پس از آن اولین جمیعت متشکل زنان با نام کانون بانوان را راه اندازی کرد.

۴۰. لیلی تریان، نخستین مجسمه ساز و استاد زن دانشگاه هنرهای تزئینی (تولد: ۱۳۰۹)

خانم تریان در یک خانواده ارمنی در تهران متولد شد، دوره ابتدایی و دبیرستان را در همین شهر به پایان برد و در سال ۱۳۲۸ برای ادامه تحصیل به پاریس رفت. پس از پایان تحصیلات در دانشگاه‌های ایران مشغول به تدریس شد.

۴۱. لیلا تقی پور، نخستین گرافیست زن ۱۳۸۰_۱۲۹۹

نخستین زن گرافیست ایران در مشهد متولد شد، در سال ۱۳۲۵ دانشکده هنرهای زیبا را به پایان برد. او تصویرگری کتاب‌های سال اول، دوم، سوم، چهارم و ششم را پیش از انقلاب بر عهده داشت.

۴۲. ایراندخت تیمورتاش، نخستین وابسته مطبوعاتی ایران در خارج از کشور و دریافت کننده لژیون دونور ۱۳۷۰_۱۲۹۵

خانم تیمورتاش در کاشمر متولد و در تهران بزرگ شد. او نخستین وابسته مطبوعاتی ایران در خارج از کشور بود، او به خاطر تلاش‌های فرهنگی خود از دولت فرانسه نشان لژیون دونور گرفت و نخستین زن ایرانی است که چنین مدالی را از فرانسه دریافت کرده است.

۴۳. پروین تیموری، نخستین انیماتور

نخستین زن انیماتور در سال ۱۳۴۱ از دانشکده هنرهای زیبا فارع التحصیل شد. فیلم زندگی که در سال ۱۳۴۶ در فستیوال کودکان به نمایش درآمد، اولین فیلم انیمیشن ایرانی است که براساس اصول علمی ساخته شد و در سطح جهان به نمایش درآمد.

۴۴.طاهره جوهرچی، اولین زن گردشگر قطب جنوب

طاهره جوهرچی، زن ۵۰ ساله ایرانی در سال ۱۳۸۷ برای نخستین بار به عنوان گردشگر زن ایرانی به قطب جنوب سفر کرد.

۴۵. مرجان جهانگیری، نخستین جراح زن قلب در اروپا

خانم جهانگیری که در سال ۱۹۸۸ در بریتانیا فارغ التحصیل شد، تحصیلاتش را در حوزه قلب ادامه داد و به عنوان نخستین جراح زن قلب در اروپا شناخته می‌شود.

۴۶. میمنت چوبک، اولین قاضی و نخستین بازپرس دادسرای عمومی تهران (تولد: ۱۳۲۳)

میمنت چوبک در بوشهر متولد شد، وی همراه چهار قاضی زن در سال ۱۳۴۷ لیسانس قضایی دریافت کرد و وارد کادر قضایی دادگستری شد. او پس از بازنشستگی از مرداد ۱۳۷۹ به کار وکالت مشغول است.

۴۷. طوسیه حائری مازندرانی، نخستین گوینده رادیو (تولد:۱۲۹۶)

نخستین گوینده زن رادیو در مشهد متولد شد. او دکترای ادبیات فرانسه را از سوربن گرفت و اوایل دهه ۳۰ به عنوان گوینده زن به دلیل صدای مناسب و تحصیلات عالیه به رادیو راه یافت. او در سال ۱۳۳۵ با احمد شاملو ازدواج کرد اما این پیوند ادامه نیافت.

۴۸. شهلا حبیبی، اولین زن مشاور رئیس جمهور پس از انقلاب (تولد: ۱۳۳۷)

شهلا حبیبی در کرمانشاه متولد شد و در سال ۱۳۶۳ در رشته زیست شناسی در کرمانشاه فارع التحصیل شد.او در سال ۱۳۷۰ به عنوان اولین مشاور رئیس جمهور پس از انقلاب منصوب شد.

۴۹. منصوره حسینی، نخستین سفالگر، ابداع کننده شیوه نو در نقاشی (تولد: ۱۳۱۵)

ابداع کننده شیوه نو در نقاشی"تلفیق خط و نقاشی" و اولین سفالگر در تهران متولد شد. او تحصیلاتش را در رم به پایان برد و به ایران دعوت شود. اولین نمایشگاهش در سال ۱۳۳۸ برپا شد.

۵۰. فریده خلعتبری، اولین ناشر پس از انقلاب (تولد: ۱۳۲۶)

خانم خلعتبری به عنوان اولین ناشر بعد از انقلاب است که پس از پایان دبیرستان به انگلستان رفت. او دکترای مدیریت بین المللی گرفت و بعد از بازگشت ایران مدتی در رشته تخصصی اش فعالیت کرد، اما با پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۹ انتشارات کتابسرا و پس از آن انتشارات شباویز را در سال ۱۳۶۳ به ثبت رساند.

۵۱. سیمین دانشور، نخستین رمان نویس معاصر ۱۳۹۰_۱۳۰۰

خانم دانشور در شیراز متولد شد.نخستین مجموعه داستان او در سال ۱۳۲۷ منتشر شد و دو سال بعد از انتشار کتابش با جلال آل احمد نویسنده ازدواج کرد. او پس از پایان تحصیلاتش در استانفورد آمریکا به ایران بازگشت در سال ۱۳۳۸ به استخدام دانشگاه تهران درآمد و تا سال ۱۳۵۸ در آنجا به فعالیت خود ادامه داد.

۵۲. دکتر کحال، نخستین چشم پزشک

نخستین چشم پزشک زن ،دختر یعقوب جدیدالاسلام همدانی بود. او مدیر نشریه هفتگی دانش بود که در سال ۱۲۸۶ منتشر می‌شد اما پیش از یک سالگی این هفته نامه تعطیل شد. دانش نخستین نشریه فارسی زبان بود که به موضوع زنان اختصاص داشت.

۵۳. صدیقه دولت آبادی، پایه گذار مهد کودک، ۱۳۴۰_۱۲۶۱

صدیقه دولت آبادی در اصفهان متولد شد. او در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه را با تمام مخالفت ها راه اندازی کرد، دو سال پس از آن در سال ۱۲۹۸ نشریه‌ای با عنوان زبان زنان منتشر کرد. با تعطیلی نشریه راهی تهران شد. او در پی ادامه فعالیتش در حوزه تعلیم و تربیت در سوربن به تحصیلاتش ادامه داد و در سال ۱۳۰۴ به نمایندگی از زنان ایران در کنگره بین اللملی زنان در سال ۱۳۰۴ شرکت کرد. بعد از تحصیل به ایران بازگشت و مهد کودک را پایه گذاری کرد.

۵۴. مهرانگیزدولتشاهی، اولین سفیر زن (تولد: ۱۲۹۶)

مهرانگیز دولتشاهی با پایان دکترای علوم اجتماعی سیاسی از آلمان به ایران بازگشت و فعالیت‌های اجتماعی‌اش را از سال ۱۳۲۵ آغاز کرد. او در سال ۱۳۵۴ به عنوان نخستین سفیر زن سفارت ایران در دانمارک منصوب شد.

۵۵. شهلا ریاحی ،نخستین کارگردان زن (تولد: ۱۳۰۵)

نخستین کارگردان زن ایران ۱۷ سال بیشتر نداشت که وارد تئاتر شد. او از سال ۱۳۳۰ فعالیت سینمایی اش را آغاز کرد. فیلم مرجان در سال ۱۳۳۴ نخستین فیلمی بود که او علاوه بر بازی در آن کارگردانی آن را نیز بر عهده داشت.

۵۶. معصومه سلطان بلاغی، نخستین راننده اتوبوس (تولد: ۱۳۲۵)

اولین راننده اتوبوس تهران در تهران متولد شد، فارغ التحصیل پرستاری است. او در سال ۱۳۷۲ اولین سفرش را بدون حضور همسرش که راننده بود، به بندرعباس انجام داد.

۵۷. معصومه سیحون، نخستین گالری دار زن ، ۱۳۸۹_۱۳۱۳

معصومه سیحون، نخستین گالری دار زن از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. او در سال ۱۳۴۵ گالری سیحون را تاسیس کرد.

۵۸. فرزانه شریفی، نخستین اورولوژیست (تولد: ۱۳۴۰)

خانم شریفی در سال ۱۳۵۸ در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد. او بعدها به عنوان نخستین اورولوژیست زن کارش را آغاز کرد.

۵۹. فاخره صبا، نخستین موسس کلاس آواز ۱۳۸۶_۱۳۰۶

او نخستین زن ایرانی است که به همراه اولین باغچه بان کلاس آواز راه اندازی کرد. او در کنسرواتوار پاریس در رشته اپرا و اپرا کمیک تحصیل کرد.

۶۰. زهرا صدراعظم نوری، اولین شهردار زن (تولد:۱۳۴۱)

خانم نوری اولین شهردار زن پس از انقلاب در رشته فلسفه و ادبیات تحصیل کرده است. در سال ۱۳۷۵ به عنوان شهردارمنطقه ۷ انتخاب شد.

۶۱.ملوک ضرابی، نخستین زن آهنگساز تاریخ معاصر ۱۳۷۸_۱۲۷۱

ملوک ضرابی مسن ترین خواننده ایران ونخستین آهنگ ساز معاصر است. او در کاشان متولد شد و در سال ۱۳۰۲ فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد. او در طول دوران خوانندگی بیش از ۳۰۰ صفحه پر کرد.

۶۲.اعظم طالقانی ،نخستین زن نامزد ریاست جمهوری پس از انقلاب (تولد: ۱۳۲۲)

اعظم طالقانی، فعال ملی - مذهبی و نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی ایران، نخستین زنی بود که در سال ۱۳۷۶ نامزد ریاست جمهوری شد، هرچند شورای نگهبان صلاحیت وی را تائید نکرد.

۶۳.آلنوش طریان، نخستین زن فیزیکدان ۱۳۸۹_۱۲۹۹

آلینوش طریان،در یک خانواده ارمنی در تهران متولد شد و برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه تهران شد. وی در سال ۱۳۳۷ مدرک دکترای خود را از دانشگاه سوربن کسب کرد و پس از بازگشت به ایران، به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و در سال ۱۳۴۳ در همین دانشگاه به درجه استادی رسید.او نخستین فیزیکدان زنی بود که در یکی از دانشگاه های ایران به این مقام علمی دست می یافت.

۶۴. زهره عالیپور، نخستین فرماندار زن (تولد: ۱۳۴۴)

خانم عالیپور در مسجد سلیمان متولد شد و تحصیلات دانشگاهی را در تهران گذراند. او به مدت سه سال (۱۳۸۰-۱۳۸۳) فرماندار شمیرانات بود.

۶۵. شیرین عبادی، اولین ایرانی برنده جایزه صلح نوبل (تولد: ۱۳۲۶)

خانم عبادی در همدان به دنیا آمد، حقوق خواند و در سال ۱۳۵۴ به ریاست شعبه ۲۴ دادگاه شهرستان برگزیده شد، اما پس از انقلاب به همراه بقیه زنان قاضی از این سمت کنار گذاشته شد. او در این سالها وکالت پرونده‌های مختلف جنجالی را به عهده داشته است.

۶۶. ژاله علو، نخستین دوبلور زن (تولد: ۱۳۰۶)

خانم علو در سال ۱۳۲۶ از دانشسرای مقدماتی تهران فارغ التحصیل شد و از یک سال بعد در تئاتر فعالیتش را آغاز کرد، او در سال ۱۳۳۱ وارد کار دوبله شد. او همچنین در نمایشنامه‌های متعدد رادیویی نیز ایفای نقش کرده است.

۶۷. مریم (مزین السلطنه) عمید، نخستین نشریه مصور زنان

خانم عمید نخستین نشریه مصور زنان به نام شکوفه را در سال ۱۲۹۸ منتشر کرد.این نشریه در چهار صفحه با خط نسخ با چاپ سنگی منتشر شد، از شماره پنج آن به بعد نیز با خط نستعلیق و چاپ سربی انتشار یافت. او در سال ۱۳۳۷ در سمنان درگذشت.

۶۸. فخرآفاق، روزنامه‌نگار تبعیدی (تولد: ۱۲۷۷)

نخستین زن روزنامه‌نگار تبعیدی در تهران متولد شد. پس از ازدواج در مشهد توانست امتیاز مجله جهل زنان را بگیرد. با بالاگرفتن اعتراض‌ها به قوام السلطنه والی خراسان او را به تهران تبعید کرد، او بعد از چندی این مجله را در تهران منتشر کرد اما پنجمین شماره این نشریه آخرین شماره آن بود. مقاله‌ای در مورد برابری پسران و دختران در آموزش موجب اعتراضات شدیدی شد که در پی آن او به قم تبعید شد. اما دست از فعالیت نکشید.

۶۹. فخرالدوله، راه اندازی سیستم تاکسیرانی ۱۳۳۴_۱۲۶۱

او دختر مظفرالدین شاه بود و نخستین کسی که سیستم تاکسیرانی در تهران را به اجرا در آورد.

۷۰. مریم فیروز، نخستین زن عضو کمیته سیاسی یک حزب ۱۳۸۶_۱۲۹۲

مریم فیروز نخستین زن ایرانی که به عضویت کمیته سیاسی یک حزب پذیرفته شد، در خانواده‌ معروف فرمانفرما متولد شد. او از طریق خانواده اسکندری در جلسات حزب توده ایران شرکت کرد و سپس به عضویت آن درآمد. فعالیت او در کنار حزب ادامه داشت و سپس با نورالدین کیانوری آشنا شد و ازدواج کرد.

۷۱. فروغ الدوله، نخستین درویش زن (تولد: ۱۲۸۱ قمری)

فروغ الدوله، دختر ناصر الدین شاه، نخستین زن در تاریخ معاصر است که خرقه درویشی به تن کرد.

۷۲. مکرمه قنبری، نقاش، نخستین زن ایرانی منتخب سال ۲۰۰۱ (تولد: ۱۳۰۷)

خانم قنبری در بابل متولد شد. او به دنبال فعالیت‌های هنری‌اش در سال ۲۰۰۱ از سوی سوئد به عنوان زن منتخب برگزیده شد.او نقاشی روی کاغذ را از ۷۰ سالگی آغاز کرد.

۷۳. گوهر قاجار، ستاره شناس

گوهر قاجار نوه فتحعلیشاه بود، از او به عنوان ستاره شناس نام برده شده است، همچنین کتاب شعری از او در سال ۱۲۷۷ چاپ شده، او خطاط هم بود.

۷۴. طاهره قره العین، شاعر و از رهبران بابیه (۱۲۳۰ تا ۱۲۶۸)

طاهره قره العین شاعر ایرانی، نخستین زنی بود که به دلیل فعالیت هایش در جنبش بابیه به اعدام محکوم شد. او که در خانواده ای مسلمان به دنیا آمده بود پس از گرویدن به آئین بابی، نقاب از صورت برگرفت و همه تلاش خود را صرف تبلیغ بابیت کرد.

۷۵. اقدس کاظمی، موسس مدرسه شبانه (تولد:۱۳۱۸)

موسس مدرسه شبانه در قم متولد شد، او همچنین اولین راننده زنی است که در این شهر رانندگی کرد. او به منظور تحصیل خانم‌هایی که ازدواج کرده‌اند ولی تمایل به تحصیل دارند، مدارس شبانه روزی را پایه گذاری کرد.

۷۶. نصرت الملوک کاشانچی، اولین زن پزشک قانونی ۱۳۶۹_۱۲۹۳

خانم کاشانچی در سن ۱۸ سالگی وارد دانشکده پزشکی و سپس عازم اروپا شد. او نخستین زن پزشکی است که به استخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد. او در پزشکی قانونی نیز بنیانگذار بخش زنان بود.

۷۷. نیره کبیری، نخستین مربی وزرش بانوان (تولد: ۱۳۰۷)

نخستین مربی ورزش بانوان در تهران متولد شد. خانم کبیری بسکتبالیست بود و در سن ۱۸ سالگی به عنوان مربی آغاز به کار کرد.

۷۸. گیلیارد کسرایی، نخستین زن کارشناس بانک (تولد: ۱۳۳۲)

خانم کسرایی اولین کارشناس بانکی زن و اولین مجری طرح سوئیفت در کشور در تهران متولد شد. او پس از پایان تحصیلاتش در سال ۱۳۵۶ در بانک بین المللی ایران با عنوان کارشناس مالی استخدام شد.

۷۹. شمس جهان کسمایی، نخستین شاعر شعر نو، ۱۳۴۰_ ۱۲۶۱

خانم کسمایی در یک خانواده گرجی در یزد متولد شد. او مدتی در آذربایجان زندگی کرد و پس از ورودش به ایران اشعارش در نشریه آزادیستان منتشر می‌شد. او علاوه بر شاعری در مبارزات آزادی خواهانه زنان در دوره مشروطه نیز حضور فعالی داشت.

۸۰. سیما کوبان، اولین مدیر مسئول نشریه بعد از انقلاب ۱۳۹۱_۱۳۱۸

اولین مدیر مسئول نشریه بعد از انقلاب در تهران متولد شد. او برای ادامه تحصیل به بلژیک رفت. او پس از سالها تلاش در سال ۱۳۶۰ توانست مجوز انتشار نشریه چراغ را دریافت کند.

۸۱. فخری گلستان، نخستین مدیر و سرپرست پرورشگاه پسران ۱۳۹۱_۱۳۰۴

خانم گلستان نخستین تجربه نگهداری کودکان را در محل ماموریت همسرش (ابراهیم گلستان) در آبادان با دایر کردن مهدکودک به کمک شرکت نفت کسب کرد، در بازگشت به تهران تصمیم گرفت به این فعالیت ادامه دهد. او شیرخوارگاهی را به همراه تعدادی از دوستانش دایر کرد.

۸۲. منیره گرجی، نخستین عضو زن مجلس خبرگان (تولد: ۱۳۰۹)

خانم گرجی در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. او تنها عضو مجلس خبرگان بود.

۸۳. فرخنده صادق و لاله کشاورز نخستین زنان ایرانی فاتح اورست

فرخنده صادق و لاله کشاورز نخستین زنان ایرانی هستند که در سال ۱۳۸۴ قله اورست را فتح کردند.

۸۴. نوارت ماردیروس، نخستین زن دارنده گواهینامه (فوت: ۱۳۷۴)

خانم ماردیروس نخستین زنی است که در ایران در سال ۱۳۰۲ توانست گواهینامه رانندگی دریافت کند.

۸۵. پروانه مجد اسکندری (فروهر) ۱۳۷۷_۱۳۱۷

پروانه مجد اسکندری که بیشتر با نام پروانه فروهر شناخته شده است، به همراه همسرش داریوش فروهر ترور سیاسی شد. او نخستین زنى بود که به عضویت شوراى مرکزى جبهه ملى ایران درآمد. پروانه و داریوش فروهر طی سالها مبارزه هیچ گاه از ایران خارج نشدند، تنها در سال ۱۳۵۷ به هنگام پیروزی انقلاب به پاریس رفتند و با هواپیمای آیت الله خمینی به تهران بازگشتند.

۸۶. مینو محرز، نخستین پزشک کارشناس ایدز (تولد: ۱۳۲۴)

دکتر محرز را در ایران و خاورمیانه به عنوان نخستین پزشک و کارشناس بیماری ایدز می‌شناسند. او فعالیتش در خصوص ایدز را از سال ۱۳۶۵ آغاز کرد.

۸۷. مهدیس محمودی گیلانی، نخستین سردفتر زن (تولد: ۱۳۴۴)

خانم گیلانی تحصیلاتش را در حوزه حقوق انجام داد و اولین حکم سردفتری در سال ۱۳۷۲ به نام او صادر شد.

۸۸. معصومه مقدم سلیمی، اولین زن چترباز (تولد ۱۳۲۳)

اولین زن چترباز در تهران متولد شد. او نخستین پروازش را به همراه ۲۰ پسر و دختر دیگر در سال ۱۳۴۴ در منطقه کهریزک انجام داد. او در سال ۱۳۵۴ به عنوان ناظر مسابقات جهانی ارتش‌های جهان شرکت کرد.

۸۹.فاطمه مقیمی، نخستین زن موسس شرکت حمل و نقل بین المللی (تولد: ۱۳۳۷)

خانم مقیمی در تهران متولد شد. او پس از تحصیل تصمیم به راه اندازی شرکت حمل و نقل بین المللی گرفت. اولین شرکت حمل و نقل بین المللی به ریاست یک زن در سال ۱۳۶۳ به نام خانم مقیمی ثبت شد.

۹۰. تاج الملوک مشکات حضرتی، اولین پزشک جراح زنان ۱۳۷۶_۱۲۹۴

نخستین پزشک جراح زنان از اعضای نخستین گروه دختران بود که وارد دانشکده پزشکی شد. او با کمک پسرعموی پدرش توانست اجازه تحصیل در دانشکده پزشکی را از رضا شاه بگیرد و در سال ۱۳۱۷ در دانشگاه تهران به تحصیل پزشکی پرداخت. او همزمان با کار در دو رشته جراحی زنان و عمومی تخصص گرفت.

۹۱. قمر الملوک وزیری (متولد: ۱۲۸۴ – درگذشت: ۱۳۳۸)

نخستین خواننده زن ایرانی بود که در صحنه ای همگانی، در برابر مردان آواز خواند و نخستین زنی است که بدون حجاب بر روی صحنه رفت. نخستین کنسرت قمر در سال ۱۳۰۳ در گراندهتل خیابان لاله زار اجرا شد و او تصنیف مرغ سحر ساخته مرتضی نی داود را اجرا کرد.

۹۲. مهرانگیز منوچهریان، نخستین زن سناتور ۱۳۷۹_۱۲۹۳

خانم منوچهریان نه تنها نخستین زن سناتور است بلکه نخستین زن ایرانی است که جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد را دریافت کرد. او در سال ۱۳۴۲ به عنوان اولین سناتور زن به چهارمین دوره مجلس سنا راه یافت. او همچنین به دلیل تلاش‌هایش در خصوص زنان و کودکان جایزه صلح حقوق بشرسازمان ملل را در سال ۱۳۴۷ دریافت کرد.

۹۳. ناهید فاطمی، اولین اسیر جنگی (تولد: ۱۳۳۲)

خانم فاطمی بیست روز پس از شروع جنگ ایران و عراق در خط مقدم به اسارت نیروهای عراقی درآمد و ۴۰ ماه در اسارت بود.

۹۴. رویا نجف زاده، اولین دادستان زن ۱۳۷۷_۱۳۲۴

خانم نجف زاده در تهران متولد شد، او در سال ۱۳۵۰ از رشته حقوق قضایی فارغ التحصیل شد. او در بخش‌های مختلف قضایی فعالیت کرد. آخرین سمت او با عنوان اولین ریاست کل دادگستری استان تهران در سال ۱۳۷۶ به وی اعطا شد.

۹۵.شمس الضحا، نشاط، نخستین زن دارنده مدال طلای فنی از هاروارد (تولد: ۱۲۹۷)

او دختر حاج میرزا صفی علیشاه مردی عارف و سرسلسله دراویش شاه نعمت الهی بود. آثار نقاشی و تابلوهای او سبب شد که گواهینامه و مدال طلای فنی دانشگاه هاروارد را دریافت کند و در آمریکا و بلژیک نیز صاحب مدال شود.

۹۶. لیلا نوربخش، نخستین داروساز و دایرکننده داروخانه شبانه روزی ۱۳۸۱_۱۳۰۳

خانم نوربخش در تهران متولد شد. در رشته داروسازی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. او نخستین زنی بود که داروخانه شبانه روزی در حسن آباد دایر کرد.

۹۷. فائزه هاشمی، مدیر مسئول نخستین روزنامه مربوط به زنان (تولد: ۱۳۴۱)

او در قم متولد شد. او اولین ناشر زن یک روزنامه در ایران بود. روزنامه "زن" که خانم هاشمی منتشر می کرد بعد از ۱۰ ماه توقیف شد.

۹۸. لرتا هایراپتیان، نخستین هنرمند تئاتر، ۱۳۷۷_۱۳۰۵

نخستین هنرمند تئاتر در زرگنده تهران متولد شد. او نخستین ایرانی بود که به گونه حرفه ای بازیگری را آغاز کرد.

۹۹. برسابه هوسپیان، موسس اولین کودکستان، ۱۳۶۸_۱۲۹۶

خانم هوسپیان در چهارمحال و بختیاری متولد شد و او پس از پایان تحصیلش، تدریس را آغاز کرد و همزمان با آن کارهای هنری از جمله همکاری با تئاتر را نیز انجام می‌داد. او اولین کودکستان ایران را در سال ۱۳۱۰ به نام برسابه تاسیس کرد.

۱۰۰. گنار یبلوئی، نخستین کدخدای زن

اولین کدخدای زن ایران در سال ۱۳۴۲ با حکم فرماندار یکی از مناطق اصفهان به عنوان کدخدا انتخاب شد، او در سن ۳۵ سالگی به عنوان نخستین کدخدای زن در ایران به این سمت برگزیده شد.
منبع:BBC فارسی

ماه خردا در فرهنگ سنتی ایران

خردادگان جشن پاسداشت آب و گیاه و آبادانی                                        گرامی باد .... ایرج ادیب زاده: به فرخندگی هم نامی روز و ماه ...